ناصر خسرو

107

جامع الحكمتين ( فارسى )

خوردن ، همچنانكه اگر كمتر از آن باشد كه ما را بايد ، سير نشويم . و آن جوهر كه او از علم پر نشود نفس است ، و آنك برين هر دو سالار است وز شاهد بر غايب دليل گيرد ، عقل است . ( 103 ) اين سؤالها را كه اندرين بيتهاست اين جوابها « 1 » مقتضى « 2 » است ( و جاى ) بيشى نيست . بنگر اى خردمند ! اندرين دو جواب تا فصل « 3 » بيايد كه مر خرما بر « 4 » خارست ، و هذه جملة كافية « 5 » ، وزين بيتها گذشتيم . . IIIV ( اندر هفت نور ) بيت 9 و هفت نور بتابد چنانك هر يك را * ازو پذيرد باندازهء لطافت نار . ( 104 ) قول حكماء فلاسفه اندر انوار « 6 » فلكى و لطافت كز آن بامّهات همىرسد ، آنست كه گفتند : هر لطافتى كه اندر امّهات همى پديد آيد ، از عالم عالى پديد آيد ؛ و عالم عالى را گفتند كه بيرون ازين افلاكست . و گفتند كه اين هفت ستارهء مدبّر بر مثال روزنهااند از آن عالم اندرين عالم ؛ و نور و لطافت از آن عالم يكسان همىآيد ، و ليكن اين اجرام كه نور ازيشان همى اينجا رسد بطباع متفاوت‌اند ، و پذيرندگان نور و لطافت اندرين عالم نيز بتفاوت « 7 » مكانها و طينتها متفاوت‌اند ، و بدين سبب همى چيزها اندر نور و لطافت متفاوت پديد آيند . و گفتند كه جواهر گداختنى همه زر خواست

--> ( 1 ) جوابها : خوابها را A ( 2 ) مقتضى : مقتضا A ( 3 ) فصل : فضل A ( 4 ) خرما بر : خرما را بر A ( 5 ) جملة كافية ( فروزانفر ) : حملت كافيه A ( 6 ) انوار : بل انوار A ( 7 ) بتفاوت : متفاوت A